آل یس
 
بالای خط دفتر مشقم نوشته ام ... نابرده رنج به من گنج داد حسین (علیه السلام)

اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ
http://www.shiaupload.ir/images/11227942053527342706.jpg



موضوعات مرتبط:

نوشته شده در تاريخ 93/08/03 توسط سید حسین
http://nmedia.afs-cdn.ir/v1/image/IBPGHqEmQOk5URMlY66dXiqEUgKZk9H6IiCGZXSPMA9b2XxHjRF3JA/s/w535/



موضوعات مرتبط:

نوشته شده در تاريخ 93/08/02 توسط سید حسین

حجت الاسلام قرائتی:

«شما خود می‌دانید که رقابت، خودنمایی، اسراف، سدمعبر و عزاداریِ بی‌موقع و عزاداریی که در آن نماز سبک شمرده شود؛ ذخیرۀ قیامت نخواهد بود»

آیت الله مجتهدی (ره):

«به اسماء مبارکه باید احترام گذاشت. میرزا ابو القاسم یزدی (ره) کیسه‌ای به همراه داشتند و هر وقت در کوچه و بازار ورقی را که اسماء مبارکه روی آن بود می‌دیدند برمی‌داشتند و در کیسه می‌انداختند و حتی در منزل جستجو می‌کرد؛ اسماء مبارکۀ اهل بیت (ع) را جدا می‌گذاشتند. چه بسا که احترام و تجلیل از یک اسم، باعث برکات و توفیقات زیادی شود. کسانی که اسماء مبارکه را با احترام ذکر نمی‌کنند؛ منبرشان نور ندارد»



موضوعات مرتبط:

نوشته شده در تاريخ 93/08/02 توسط توشه

روز چهارشنبه آقای دکتر روحانی در اجتماع مردم زنجان به تشریح نظرات خویش دربارۀ فریضۀ امر به معروف و نهی از منکر پرداخت که با عرض پوزش باید گفت: اظهارات ایشان اولاً در بیان موضوع «دو پهلو»! ثانیاً با توجه به مختصات زمانی ( یعنی ماجرای اسیدپاشی ضدانقلاب داخلی و توهم‌پراکنی دشمنان بیرونی دربارۀ آن) «حساب‌نشده»! و ثالثاً در برخی از موارد با واقعیات جاری انطباق نداشت!
رئیس جمهور محترم کشورمان در همین اجتماع به یکی از «درس»ها و «عبرت‌»های عاشورا نیز اشاره کرده و گفت: «یک درس کربلا هم درس تعامل سازنده و مذاکره در چارچوب منطق و موازین می‌باشد.»
آقای دکتر روحانی یک عالم دینی، حقوقدان و اهل سیاست هستند؛ بنابراین به خوبی می‌دانند که همیشه «اشتراک لفظی» به معنای «اشتراک در مفهوم» نیست و برخی از کلمات در بستر حقوقی، سیاسی و یا فنی و... به واژه‌ای تبدیل شده‌اند که با معنای لغوی آن‌ها فاصله دارد و «مذاکره» یکی از همین نمونه‌هاست. مذاکره اگرچه به معنای گفت‌وگو و سخن گفتن با یکدیگر است ولی امروزه «مذاکره» در فرهنگ سیاسی، مفهوم و معنای ویژه‌ای دارد که با معنای لغوی آن متفاوت است و به نشست طرفین دعوا برای حل اختلافات فی‌مابین گفته می‌شود و ماهیت آن «دادن و ستاندن» است. با این توضیح که دو طرف برای حل اختلافات فی‌مابین با یکدیگر به مذاکره می‌نشینند و امتیاز یا امتیازاتی می‌دهند تا در مقابل آن امتیاز یا امتیازاتی بگیرند. مانند مذاکرات هسته‌ای که جناب روحانی از آن با عنوان «برد-برد»! یاد می‌کنند و در توضیح آن می‌گویند: « مذاکرات باید هم به نفع ما باشد و هم به نفع طرف مقابل»! و تأکید می‌فرمایند که: «امتیازی می‌دهیم و امتیازی می‌گیریم»!
خب! با این حساب باید از جناب آقای روحانی پرسید که: آیا گفت‌وگوی حضرت امام حسین (ع) با دشمن از این نوع بود؟ و حضرت می‌خواستند؛ امتیازی به عمر سعد بدهندو در مقابل از او امتیازی بگیرند؟! چه کسی می‌تواند انکار کند که گفت‌وگوی سیدالشهدا (ع) با سران شرک و نفاق از نوع نصیحت و دعوت آنان به صراط‌ مستقیم الهی و دست‌کشیدن از کفر و پلیدی بود؛ نه آن که حضرت با اهدای امتیاز به آنان در پی کسب امتیاز از آن‌ها باشد؟! یعنی آنچه در تعریف سیاسیِ واژۀ «مذاکره» به مفهوم رایج امروزی آن آمده است!
ممکن است جناب روحانی بفرمایند که: منظور ایشان نیز مفهوم مذاکره به معنای لغوی آن (یعنی گفت‌وگو با دشمن برای نصیحت آن‌ها و نه امتیاز دادن به آنان) بوده است. که متأسفانه این عذر نمی‌تواند پذیرفتنی باشد؛ چرا که ایشان می‌فرمایند؛ یکی از درس‌های کربلا هم درس «تعامل سازنده»! و «مذاکره»! است  و «تعامل» چه در فرهنگ سیاسی و چه در فرهنگ لغت به مفهوم معامله‌کردن است؛ یعنی «بده و بستان» و در فرهنگ سیاسی ترجمان دیگری از همان «مذاکره» است! و باید پرسید: آیا امام حسین (ع) در پی معامله با عمر سعد و ابن زیاد و یزید بود؟!
رئیس‌جمهور محترم بلافاصله بعد از بیان فوق، به مذاکرات هسته‌ایِ جاری میان ایران و 5+1 می‌پردازند و از آنچه  به امام حسین (ع) تحت عنوان «مذاکره و تعامل سازنده» با دشمن نسبت داده‌اند؛ برای توجیه بینش و منش دولت محترم در مذاکرات (بینش و منش دولت در مذاکره و نه اصل مذاکرات) استفاده می‌کنند! و این نیز نشانۀ دیگری است از آن که منظور آقای روحانی از «مذاکره و تعامل سازنده» در کربلا! همان مفهوم سیاسی رایج آن، یعنی «بده و بستان» می‌باشد که نه فقط به شهادت تمامی اسناد تاریخی، بلکه به گواهی آنچه حضرت ابا عبد الله الحسین (ع) دربارۀ قیام خویش فرموده‌اند؛ این بده و بستان! از ساحت مقدس کربلا و عاشورا به دور است و تعجب‌آور است که رئیس جمهور حقوقدان که یک روحانی! و سیاستمدار نیز هستند؛ به این نکتۀ بسیار بدیهی توجه نکرده‌اند!
انتظار آن بود (و هنوز هم هست) که رئیس جمهور محترم بر این واقعیت تأکید ورزند که بزرگترین و با اهمیت‌ترین درس عاشورا، ایستادگی و مقاومت در برابر دشمنان قدّار و ستمکار است؛ حتی اگر بهای آن ایثار جان در راه خدا باشد.
مگر این کلام از سید‌ الشهدا (ع) نیست که «انّی لا اری الموت الّا سعاده و الحیاهًْ مع الظالمین الّا برما - من مرگ (در راه خدا) را جز سعادت نمی‌بینم و زندگی با ستمگران (سازش با آن‌ها) را جز خواری نمی‌دانم»؟!
آقای رئیس‌جمهور در بخش دیگری از سخنان خود دربارۀ درس‌های کربلا  و عاشورا، به «قبول توبه» اشاره کرده و می‌فرمایند: «ما تابع همان حسینی (ع) هستیم که توبۀ حر را هم قبول کرد... من در جامعه کسی را نمی‌شناسم که گناهی بالاتر از گناه حر مرتکب شده باشد و هیچ عظیم الشأنی را در تاریخ بعد از پیامبر (ص) و امام علی (ع) جز ابا عبد الله الحسین (ع) نمی‌شناسم که در برابر سری که حر برایش خم کرد؛ گذشت کرده و او را در آغوش کشیده باشد».
این بخش از اظهارات آقای روحانی «سخن حق» و صد البته قابل قبولی است اما اگر خدای نخواسته منظور آقای رئیس جمهور از اشاره به این فراز از تاریخ کربلا، مقایسۀ آن با سران فتنۀ آمریکایی‌اسرائیلی 88 باشد که متأسفانه شواهدی از این فرض حکایت دارد؛ باید گفت: نظر یادشده از نوع «قیاس مع الفارق» است و نه فقط کمترین مشابهتی میان جناب «حر» با سران فتنه وجود ندارد؛ بلکه این دو ماجرا با یکدیگر تفاوتی در حد تضاد و فاصله‌ای به اندازۀ زمین و آسمان دارند.
اول آن که جناب حر، کمترین اهانتی به ساحت مقدس حضرت ابا عبد الله الحسین (ع) روا نداشت بلکه در مقابل اعتراض حضرت خطاب به وی که مادرت به عزایت بنشیند (ثکلتک امک) در کمال ادب و خضوع عرض کرد: هیچ‌کس در میان عرب چنین سخنی به من نمی‌گوید مگر آن‌که پاسخ می‌شنود اما چه‌کنم که مادر شما، حضرت فاطمه زهرا‌ (س) است و من خود را خاک‌سار حضرتش می‌دانم.
دوم آن‌که تنها جرم جناب حر، بستن راه بر کاروان حسینی (ع) بود که این گناه خود را روز عاشورا با توبه و ایثار جان خویش جبران کرد.
اکنون باید از آقای روحانی پرسید؛ کدام‌یک از عوامل و سران فتنۀ آمریکایی‌اسرائیلی 88 کمترین شباهتی با جناب حر دارند که این «پاکدامنی و ایثار» حر را با «فساد و تباهی» سران فتنه مقایسه فرموده‌اید؟! و چنانچه منظورتان از پیش‌کشیدن ماجرای توبۀ حر و پذیرش آن از سوی امام حسین (ع) اشاره و کنایه به سران فتنه نبوده است؛ این بخش از اظهارات حضرت‌عالی در جغرافیای سخنان دیروز شما در زنجان چه جایگاهی داشته است؟! و با چه مقصود و منظوری مطرح شده است؟! شواهد فراوانی که برخی از اظهارات و مواضع اخیر نزدیکان جناب‌عالی از جملۀ آن‌هاست؛ نشان می‌دهد؛ منظور شما از پیش‌کشیدن ماجرای حر، ارتباط‌دادن آن با ماجرای خیانت سران فتنه بوده است که نه فقط قیاس مع الفارق است بلکه می‌تواند؛ برای جناب‌عالی یک درس بوده و «توبۀ» شما را از آنچه گفته‌اید در پی داشته باشد.
و اما جناب حر همان‌گونه که آقای رئیس جمهور اشاره کرده‌اند؛ از اقدام خود که با وطن‌فروشی و جنایت سران فتنه قابل قیاس نیست؛ توبه کرد و به مصداق آیۀ شریفه‌ای که «توبه‌» را با اصلاح عمل، انجام شده و بیان آنچه انکار کرده‌اند (الّا الذین تابوا و اصلحوا و بینوا (160 بقره)) صداقت خود را در توبه با ایثار جان خویش امضاء کرد.
حالا باید از رئیس‌جمهور محترم پرسید؛ آیا سران فتنه از جنایت و خیانتی که مرتکب شده بودند؛ توبه کرده‌اند؟! که سخن از بخشش و پذیرش توبۀ آن‌ها در میان باشد؟! اگرچه در هیچ‌یک از سیستم‌های حقوقی‌ دنیا، توبۀ جنایت‌کاران، مانع مجازات آنان نمی‌شود و در نظام حقوقی اسلام نیز چنین است. از این روی اظهارات جناب رئیس جمهور که یک عالم دینی! و حقوقدان هستند؛ تعجب‌آور است و انتظار آن است که به صراحت اعلام کنند؛ منظورشان سران فتنه و گذشت از جنایات آنان (آن‌هم بی‌آن‌که توبه کرده باشند) نبوده است.
و اما دربارۀ سخنان دیروز رئیس‌جمهور محترم گفتنی‌های دیگری نیز هست که به بعد موکول می‌کنیم و تنها خطاب به ایشان می‌گوییم «آقای روحانی از شما بعید بود»!



موضوعات مرتبط:

نوشته شده در تاريخ 93/08/02 توسط توشه

در حالی که بیش از یک هفته از حکم اعدام آیت‌الله نمر می‌گذرد؛ هیچ یک از مدعیان حقوق بشر در ایران نسبت به این امر اعتراضی نکرده و رابطه با عربستان را به هر قیمتی مجاز می‌دانند.
  
شبکۀ اطلاع‌رسانی راه دانا نوشت: «محمد خاتمی به عنوان رهبر اصلاح‌طلبان که یکی از
سران فتنۀ 88 نیز بود؛ این روزها به دنبال تطهیر چهرۀ خود بوده و روزنامه‌های زنجیره‌ای به هر بهانۀ کوچکی به دنبال انتشار سخنان وی هستند.»

طی سال‌های اخیر جناب خاتمی به هر بهانه‌ای به دنبال ایراد سخنرانی‌های حقوق بشری خود بوده و همواره بر رعایت حقوق بشر در ایران تأکید می‌کرده و همواره نگران نقض حقوق بشر در دنیا بوده است.

خوشبختانه یا بدبختانه، حقوق بشر به سبک غربی سال‌هاست مدعیان زیادی در ایران دارد که به هر بهانه‌ای به دنبال انتقادات حقوق بشری از کشور هستند.

در این میان در زمان اصلاحات این ادعاها قوّت گرفت و حتی برخی از فعالین در این جناح به عنوان فعالین حقوق بشر در مجامع بین‌الملل شناخته می‌شوند!

سازمان جهانیِ حقوق بشر نیز تاکنون به خاطر مواردی که همکاران حقوق بشری آن‌ها در ایران گزارش کرده‌اند؛ تحریم‌های زیادی علیه ایران رقم زده‌اند که نمونۀ آخر آن در گزارش نرگس محمدی به اشتون دیده می‌شد. نرگس محمدی با ارائۀ گزارش‌های حقوق بشری خود به کاترین اشتون باعث وضع تحریم‌های جدیدی از سوی اتحادیۀ اروپا علیه ایران شد.

از طرف دیگر هفتۀ گذشته حکم اعدام شیخ نمر یکی از علمای عربستان توسط رژیم سعودی اعلام شد که واکنش‌های جهانی را در پی داشت. آن چیزی که باعث سال‌ها تعقیب، زندان و شکنجۀ شیخ النمر در عربستان شده، دیدگاه‌های وی در قبال آل سعود است. وی همواره و بارها تأکید داشته که از گفتن کلام حق، بیم و واهمه‌ای ندارد حتی اگر در این راه بازداشت شده، وارد زندان شود و تحت شدیدترین شکنجه‌ها و آزارها و اذیت‌ها تا سرحد شهادت قرار گیرد.

نکتۀ جالب این است که مدعیان حقوق بشر در ایران که سال‌ها دم از گفتگوی تمد‌ها می‌زدند و بر رعایت حقوق بشر در دنیا تأکید می‌کردند و چندی است که برای بازگشت حیات سیاسی خود به هر بهانه‌ای سخنرانی می‌کنند؛ در قبال این اقدام غیرقانونی و جنایتکارانۀ آل سعود سکوت اختیار کرده‌اند. اصلاح‌طلبان که برای اعدام یک فتنه‌گر جنجال به پا می‌کنند؛ چرا امروز در قبال حکم اعدام یکی از بزرگترین علمای شیعه سکوت اختیار کرده‌اند و ترجیح می‌دهند خود را به خواب بزنند؟!

در واقع نگرانی اصلی محافظه‌کاران از ایراد سخنرانی علیه این حکم ظالمانۀ رژیم ستمگر آل سعود، از رابطه با عربستانی است که همیشه در نهایت پلیدی با ایران برخورد کرده است و سیاست‌های منفعت‌طلبانۀ آن در منطقه باعث اختلافات شدید میان گروه‌های مذهبی به ویژه شیعه و سنی شده است. یکی از افرادی که تاکنون از ارتباطات گسترده و خوب خود با عربستان سخن گفته است؛ جناب هاشمی رفسنجانی است که این روزها از میان هر خاطره‌شان می توان سطری در خصوص عربستان پیدا کرد. ایشان یکی از افتخارات خود را تابوشکنی‌اش در نحوۀ ارتباط‌گیری با عربستان می‌داند! اما به راستی چرا تاکنون  در قبال حکم اعدام شیخ النمر سکوت کرده است؟! مگر آیت الله نمر لباس روحانیت را بر تن ندارد و یک مبلغ مسلمان نیست؟! به راستی مصلحت ارتباط با عربستان کجا نهفته است که تاکنون چیزی از آن دیده نشده و برخی به دنبال ارتباط با این کشور به هر قیمتی هستند؟!



موضوعات مرتبط:

نوشته شده در تاريخ 93/08/02 توسط توشه

اوایل دوران اصلاحات حامیان افراطی دولت، نیاز به بحرانی داشتند تا هم برای شعارهایشان پشتوانه‌ای بسازند و هم خود را در موضع وکیل مدافع مردم مستقر کنند. لذا قتل‌های زنجیره‌ای را در سال 77 یک‌سال پس از استقرار دولت اصلاحات راه انداختند. مصطفی پورمحمدی وزیر فعلی دادگستری و معاون اسبق وزارت اطلاعات در این‌باره می‌گوید: «داستان قتل‌های زنجیره‌ای جزء پروپاگاندهای جریان چپ در کشور است. این جریان وقتی می‌خواست کسی را بکوبد؛ باید یک بهانه و اتهامی برایش مطرح می‌کرد. یک عده را می‌گفت: تندور، یک عده را چماقدار ... افرادی که مسئول مستقیم قتل‌ها بودند؛ مشهورترین نیروهای چپ وزارت اطلاعات بودند.»
ماجرای اسیدپاشی اخیر، دقیقاً یک‌سال پس از استقرار دولت اعتدال، بسیار شبیه ماجرای قتل‌های زنجیره‌ایست. اکنون هم حامیان افراطی دولت از این پرونده حداکثر بهره‌برداری را می‌کنند. متأسفم که چهرۀ نجیب دختران سرزمینم قربانی سیاست‌بازی‌های کثیف شده است.
امروز جناب حسن روحانی در زنجان در این‌باره این‌گونه موضع گرفته‌اند: «همۀ مردم وظیفۀ امر به معروف و نهی از منکر را بر دوش دارند / مبادا که فردا تحت لوای این شعار زیبا در جامعه ناامنی آغاز شود / بعضی‌ها دروغ را منکر نمی‌دانند و صبح تا شب بدحجابی را منکر می‌دانند.»
روشن است که ماجرای تلخ اسیدپاشی، بهانۀ خوبی برای بلندشدن صدای به اصطلاح اعتدال، علیه جریان به اصطلاح تندرو شده است. البته امیدواریم جناب رئیس جمهور که متخصص امنیت داخلی هستند؛ هرچه زودتر متوجه ناامنی‌های تولیدشده توسط رسانه‌های حامیان افراطی خود بشوند.

*نقل قول از وحید یامین‌پور



موضوعات مرتبط:

نوشته شده در تاريخ 93/08/02 توسط توشه
http://www.shiaupload.ir/images/72579711846508729709.jpg



موضوعات مرتبط:

نوشته شده در تاريخ 93/08/02 توسط سید حسین
http://www.shiaupload.ir/images/65516528083345685627.jpg



موضوعات مرتبط:

نوشته شده در تاريخ 93/08/01 توسط سید حسین



موضوعات مرتبط:

نوشته شده در تاريخ 93/08/01 توسط سید حسین

یک وهابی در قبرستان بقیع به آقای قرائتی گفت: چرا فاطمه (س)، حسن و حسین را صدا می‌زنید؟! درحالی‌که آن‌ها مرده‌اند و خاک شده‌اند.

آن‌گاه خودکاری را انداخت زمین و صدا زد: ای حسن! ای زین العابدین! آن قلم را به من بدهید و گفت: دیدی که پاسخ ندادند! پس این‌ها مرده‌اند و قدرتی ندارند.

آقای قرائتی خودکار را گرفت و به زمین انداخت و گفت: «یا الله قلم را به من بده!» بعد رو کرد به وهابی و گفت: «دیدی که خدا هم نداد! پس با منطق تو خدا هم مرده است! مگر هر که زنده است باید نوکر تو باشد؟!»

از حاج احمد متوسلیان پرسیدند: چرا اسم لشگر را گذاشتی لشگر 27 محمد رسول الله؟ چرا 27؟

گفت: «2 ضرب در 7 می‌شه 14 یعنی 14 معصوم (ع)

2 رو از 7 کم کنی می‌شه 5 یعنی 5 تن آل عبا (ع)

2 رو با هفت جمع کنی می‌شه 9 که همون تسعة المعصومین من ذریة الحسین (ع)

2 رو بذاری کنار 7 می‌شه 72 سر بر نیزه در کربلا

از هر طرف به اهل بیت ختم می‌شه»



موضوعات مرتبط:

نوشته شده در تاريخ 93/07/30 توسط توشه

بخشی از وصیت امیر المؤمنین (ع) به کمیل:

«ای کمیل! درب خانۀ ستم‌کاران را مکوب تا با آن‌ها درآمیزی و همکار شوی و مبادا آن‌ها را احترام کنی و در مجالس آنان شهادت دهی که خدا را از تو خشمگین کند و اگر ناچاری در مجلس آنان حاضر شوی پیوسته در ذکر خدا باش و بر او توکل کن و از شرشان به خدا پناه ببر و سر به زیر باش و در دل کردارشان را بد شمار و آشکارا خداوند را تعظیم کن تا بشنوند زیرا بدین‌وسیله مؤید گردی و از شرشان محفوظ بمانی.»

حضرت امام خمینی (ره):

«ملت‌های مسلمان باید اصل را بر دشمنی و فریب ابرقدرت‌ها با خود بگذارند؛ مگر این‌که خلاف عینی و عملی آن را مشاهده و لمس و باور نمایند. ما به حبل ولایت خدا و پیامبر و ائمۀ معصومین (ع) چنگ زده‌ایم و جداً باید از هر آنچه غیر رضایت آنان است؛ متنفر و بیگانه باشیم و از این بیگانگی هم برخود فخر و مباهات کنیم.»۱۳۶۷/۰۶/۱۴

«تا اين وابستگى فكرى هست در ما كه همۀ نظرمان به اين است كه ما همه‌چيزمان را از غرب بايد بياوريم و هر وقت هم كه هر عيبى پيدا می‌‏كنيم؛ غرب بايد اين را معالجه بكند؛ تا اين وابستگى هست؛ ما نمی‌توانيم استقلال پيدا كنيم. هيچ نحو استقلالى حاصل نمی‌‏شود الّا اين‌كه ما خودمان را بشناسيم كه ما خودمان هم فرهنگ داريم؛ خودمان هم همه‌چيز داريم و احتياج به غرب در اين امور نداريم و آنى كه آن‌ها به ما می‌دهند؛ آن نيست كه واقعيتِ رشدآورى باشد؛ آن است كه ما را می‌خواهند در يک حدّى نگه‏‌دارند (متوقف کنند).»۱۳58/۰7/۱۴



موضوعات مرتبط:

نوشته شده در تاريخ 93/07/30 توسط توشه

پروژۀ رسانه‌ای روزهای اخیر دربارۀ متهم‌کردن نیروهای انقلابی و مؤمن جامعه به اسیدپاشی به زنان بدحجاب در اصفهان، فقط برای کسانی قابل باور است که سابقۀ موافقان بی‌حجابی زنان در حال حاضر را ندانند! امثال اکبر گنجی که دهۀ 60 با «پونز» و «تیغ کاتر» به جان بی‌حجاب‌ها در خیابان می‌افتادند تا آن‌ها را از این طریق به حجاب دعوت کنند! و نتیجۀ افراط‌های دیروزشان، تفریط‌های امروزشان در نفی کامل حجاب و بسیاری دیگر از ضروریات بدیهی و اولیۀ اسلام است.

نکتۀ تأسف‌بار اینجاست که سایت‌های زنجیره‌ای داخلی نیز با تکرار گزافه‌گویی‌های غربی‌ها (البته به شیوۀ متفاوت‌تر) هیزم به تنور داغ دروغ‌پراکنی‌های کثیف رسانه‌های دشمن ریخته و بار دیگر رویۀ خود مبنی بر خط گرفتن از رسانه‌های بیگانه را افشا کردند.

ضمن این‌که اثبات «امنیت اجتماعی»نداشتن یک فرد بدحجاب در مقایسه با کسی که باحجاب کامل در خیابان حاضر است؛ نیازی به این همه پروپاگاندای رسانه‌ای و ... ندارد؛ کافی است مدافعان بی‌حجابی که امروز تمام تلاش‌شان در فضای مجازی نسبت‌دادن اسیدپاشی‌های اخیر به نیروهای انقلابی شده، مروری به آمارهای دستگاه‌ها و نهادهای مختلف در سال‌های گذشته داشته باشند تا ببییند چند درصد از قتل‌ها، نزاع‌ها، تجاوزها و خشونت‌های خیابانی و ... مربوط به افراد باحجاب و چند درصد آن مربوط به افراد بی‌حجاب یا بدحجاب بوده است! آیا کسی تردید دارد فردی که بدحجاب یا بدون حجاب در خیابان ظاهر می‌شود؛ بیشتر در معرض تعرض اراذل و اوباش و انواع و اقسام تهدیدهای اجتماعی قرار می‌گیرد؟!

البته تلنگری هم به خودمان بزنیم که این از ضعف امثال ما هم هست که 35 سال هر گاه خواسته‌ایم از حجاب و بدحجابی صحبت کنیم همۀ تلاشمان این بوده تا «فقط» با ادبیات بهشت و جهنم موضوع را برای مخاطب جا بیندازیم و کمتر با زبان اجتماعی در این باره حرف زده‌ایم تا حتی کسی که کوچکترین اعتقادی هم به اسلام یا حجاب ندارد؛ اصل حرف را از یک منظر همه‌فهم و  اجتماعی درک کند و بفهمد اگر کسی بدون حجاب به خیابان می‌آید؛ قبل از هر کس، خودش را در معرض بسیاری از آسیب‌های اجتماعی قرار داده است.



موضوعات مرتبط:

نوشته شده در تاريخ 93/07/30 توسط توشه

بالای صفحه



تمامی حقوق این وبلاگ برای آل یس محفوظ و انتشار مطالب با ذکر منبع مجاز می باشد.