آل یس
بالای خط دفتر مشقم نوشته ام ... نابرده رنج به من گنج داد حسین (علیه السلام)
نويسندگان

پاسخ یک دانشجو به حرف مفت یکی از سایت های ضد انقلاب :


می گویند:

بجای نذری برای امام حسین به زلزله زده ها کمک کنیم؛ بجای هیأت محرم، به مدرسه سوخته ها کمک کنیم؛ بجای صرف پول برای ساخت ضریح جدید امام حسین به فقرا کمک کنیم !


چرا یک کمپین نمیزنید و بگید :


هزینه یک ماه لوازم آرایش تان را ؛ هزینه دو هفته چالوس رفتن و ویلا گرفتن را ؛ هزینه کافی شاپ رفتن تان را خرج زلزله زده ها کنید . . .
اصلاً بیایید دو ماه شعبان و رمضان ، هزینه شارژ اینترنت تان را خرج زلزله زده ها کنید! شب یلدا خرج نکنید و ولنتاین نگیرید و پارتی برگزار نکنید و خرج زلزله زده ها کنید !
مشکل شما وضعیت زلزله زده ها و... نیست .

از شور و شعوری ست که حسیـن علیه السلام در دل و جان مردم می ریزد

و از آن می ترسید . . . !!!

[ 93/06/25 ] [ 20:0 ] [ سید حسین ]

[ 93/06/25 ] [ 17:25 ] [ توشه ]

سؤال: از محضرتان تقاضامندم دستورالعمل جامعى براى استفاده، ذكر فرماييد؟

جواب: بسمه تعالى، دستور العمل جامع و مانع «ياد خداست» در حلال و حرام، يعنى هميشه.

"آیت الله بهجت (ره)"

کودکی به امام خمینی (ره) نامه نوشته بود که: «اماما! چون تو خدا را دوست داری؛ من هم تو را دوست دارم. چون تو با خدا رابطه داری؛ ما هم با تو رابطه داریم». امام می‌خواند و گریه می‌کرد و می‌گفت: «کاش من با خدا رابطه داشتم تا این‌ها راست باشد.»

[ 93/06/25 ] [ 17:12 ] [ توشه ]

[ 93/06/25 ] [ 16:52 ] [ توشه ]

[ 93/06/25 ] [ 16:48 ] [ توشه ]

آیت الله جوادی آملی (دامت برکاته):

حجاب زن و دختر مربوط به خود او نیست که بگوید: من از حق خود گذشتم و نمی‌خواهم چادر سر کنم؛

مربوط به مرد نیست که بگوید: من راضیم که همسر و دخترم چادر سر نکند؛

بلکه حجاب زن حقی الهی است و حرمت و حیثیت زن به عنوان حق اللّه مطرح است

و زن به عنوان امین حق اللّه از نظر قرآن مطرح است

و حجاب زن امریست اجتماعی، نه فردی

و حق خدا باید ادا شود تا فرد از خطرات موجود در جامعه حفظ شود...

حجت الاسلام پناهیان:

در خارج از کشور سخنرانی داشتم؛ یک آقای استاد دانشگاهی دعوت کرد خانه‌اش و گفت: این بحثی که کردید (حجاب یک مسئلۀ عقلانی است)؛ من می‌خواستم یک خاطره برای شما نقل کنم: خانم دانشجویی که می‌خواست کنفرانس بدهد؛ مینی‌ژوب پوشیده بود؛ یعنی یک‌جوری پوشیده بود که سبک‌تر از وقت‌های دیگر بود؛ من پنج نمره از کنفرانسش کم کردم؛ به‌خاطر پوشش‌اش.

یک میتینگی در دانشگاه توسط این دانشجوها راه افتاد؛ گفتند: ایشان آمده تبعیض مذهبی قائل شده چون مسلمان است؛ به حجاب علاقه‌مند است و پوشش ما را نپسندیده و نمره ما را کم کرده. مسئولین دانشگاه دعوتم کردند گفتند: شما چرا این کار را کردید؟ من گفتم: ایشان وقتی پوشش خودش را کم کرده بود و جذاب سر کلاس ظاهر شده بود؛ موجب شد که نقد علمی در کلاس کاهش پیدا کند. می‌گفت: بعد از این آیین‌نامه شد؛ از این به بعد دانشجو بخواهد کنفرانس بدهد؛ باید لباس رسمی بپوشد.

[ 93/06/25 ] [ 16:42 ] [ توشه ]

ای که از عشق علی دم می‌زنی!

بر یتیمان هم دمی سرمی‌زنی؟

 

 

[ 93/06/25 ] [ 16:30 ] [ توشه ]

در بغداد مرد فاسقی بود که هنگام احتضار وصیت کرده بود: «مرا ببرید نجف اشرف دفن کنید؛ شاید خداوند مرا بیامرزد و به خاطر حضرت امیر المؤمنین (ع) ببخشد». چون وفات کرد؛ قوم و خویشان او حسب الوصیه او را غسل داده و کفن نمودند و در تابوتی گذاردند و به سوی نجف حمل کردند. شب حضرت امیر المؤمنین (ع) به خواب بعضی از خدام حرم خود آمدند و فرمودند: «فردا صبح نعش یک فاسق را از بغداد می‌آورند که در زمین نجف دفن کنند؛ بروید و مانع این کار شوید! و نگذارید او را در جوار من دفن کنند». فردا که شد خدام حرم مطهر، یکدیگر را خبر کردند؛ رفتند و در بیرون دروازه نجف ایستادند که نگذارند نعش آن فاسق را وارد کنند؛ هر قدر انتظار کشیدند؛ کسی را نیاوردند. شب بعد باز در خواب دیدند حضرت امیر المؤمنین (ع) را که فرمودند: «آن مرد فاسق را که شب گذشته گفتم نگذارید وارد شوند فردا می‌آیند؛ بروید به استقبال او، و او را با عزت و احترام تمام بیاورید و در بهترین جاها دفن کنید». گفتند: «آقا! شب قبل فرمودید؛ نگذارید و حالا می‌فرمایید؛ بهترین جا دفن شود»؟! حضرت فرمودند: «آن‌هایی که نعش را می‌آورند؛ شب گذشته راه را گم کردند و عبورشان به زمین کربلا افتاد؛ باد وزید و خاک و غبار زمین کربلا را در تابوت او ریخته؛ از برکت خاک کربلا و احترام فرزندم حسین (ع)خداوند از جمیع تقصیرات او گذشت؛ او را آمرزید و رحمت خود را شامل حالش گردانیده است».

تحفة المجالس، انوار آسمانی، ص 104

* * *

حسین جان...

غبار ماتم تو آبرو به من بخشید...

به عالمی ندهم این غبار ماتم را...

[ 93/06/25 ] [ 16:22 ] [ توشه ]

[ 93/06/25 ] [ 15:30 ] [ توشه ]

از اوباما و دار و دسته‌اش بشدت تشکر می‌کنیم که با حرف‌هاشون موجبات خنده و تفریح امام عزیزمان رو در بیمارستان فراهم کردن

  

 

 آقا خودمونیم چه کیفی داره... وقتی بزنی تو برجک بعضی‌ها
چقدر جای این ادبیات تحقیرکننده، تو سخنان بعضی‌ها خالیست...

[ 93/06/25 ] [ 14:50 ] [ توشه ]

[ 93/06/25 ] [ 14:33 ] [ توشه ]

سردار نجات فرمانده سابق سپاه:

یک مرتبه حضرت آقا من را صدا کردند و گفتند آقای نجات! هر چه ماشین شیک و خارجی در تیم حفاظت بنده وجود دارد؛ همه را خارج کنید و هیچ‌کدام دیگر نباشد.

بعد به من گفتند اگر پیکان قابلیت ضدگلوله شدن را داشت؛ من می‌گفتم سوار آن شوم اما اگر پیکان نمی‌شود؛ یک ماشینی باشد که مدل آن کمی بالاتر است. چیزی بیشتر از حد ضروری نباشد. در غیر این صورت خود شما باید فردای قیامت پاسخگو باشید و من مسئولیت آن را بر عهده نمی‌گیرم.

بعد از اتمام‌حجت آقا بود که بنده حدود ۲۰ خودرو را جمع کردم و دادم رفت.

* * *

[ 93/06/25 ] [ 13:47 ] [ توشه ]

[ 93/06/24 ] [ 18:25 ] [ سید حسین ]
برای حسینیه، سه تا لوستر این ماه رمضون خریدند 75 میلیون...
 
شهدا می‌خواستند کاخ‌ها رو حسینیه کنند... ما حسینیه‌ها رو کاخ می‌کنیم...
 
باید هم از این حسینیه‌ها دیگه اون شهدا ساخته نشن...
 
[ 93/06/24 ] [ 16:39 ] [ توشه ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

اگر با آمدن آفتاب از خواب بیدار شویم نمازمان قضاست !
(( اللهم عجل لولیک الفرج ))
*****************************
امام زمان در نامه ای به «محمد بن هلال کرخی» :
ای محمد بن علی، نادانها و کم خردان شیعه و کسانی که یک بال مگس بر دین آنها ترجیح دارد، باعث رنجش خاطر ما شده اند.
امکانات وب

رمان