آل یس
 
بالای خط دفتر مشقم نوشته ام ... نابرده رنج به من گنج داد حسین (علیه السلام)

اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ
http://www.shiaupload.ir/images/39326309323954048459.jpg



موضوعات مرتبط:

نوشته شده در تاريخ 93/08/09 توسط سید حسین
http://www.shiaupload.ir/images/18382088097148093498.jpg



موضوعات مرتبط:

نوشته شده در تاريخ 93/08/09 توسط سید حسین

اگر اراده کنی که خودت را حفظ بکنی

پروردگار هم هنگام ارتکاب گناهان ، برای تو ایجاد مانع می کند

« مرحوم آیت الله حق شناس (ره) »



موضوعات مرتبط:

نوشته شده در تاريخ 93/08/08 توسط سید حسین

جاده جوانی لغزنده است

زنجیر ایمان را ببندید



موضوعات مرتبط:

نوشته شده در تاريخ 93/08/08 توسط سید حسین

ناراحتید ؟ غمگینید ؟ احساس نا امیدی می کنید ؟

 

من فقط با شما به انداره ى یک دعا فاصله دارم ، با من حرف بزنید

 

خدا



موضوعات مرتبط:

نوشته شده در تاريخ 93/08/08 توسط سید حسین
http://nmedia.afs-cdn.ir/v1/image/nINC8GzSRfrfFGBNWCS0zoZfXSqMRwh8gMl31iyyO-rN0vLbOjdOoQ/s/w535/

 

http://www.shiaupload.ir/images/96099544221012555975.jpg



موضوعات مرتبط:

نوشته شده در تاريخ 93/08/08 توسط سید حسین

میدانم که بدم ارباب
اما
دارم سعی می کنم لااقل از آن "بد" هایی باشم
که " خوب" ها را دوست دارند.!



" اللهمَّ ارزقنی شَفاعَةَ الْحُسَیْنِ "....



موضوعات مرتبط:

نوشته شده در تاريخ 93/08/08 توسط سید حسین



موضوعات مرتبط:

نوشته شده در تاريخ 93/08/08 توسط سید حسین

 

 

به خاطر جدا نماندن از رفقا، بالاخره خودش را راضی کرد که برای اولین بار از سهمیه جانبازی اش استفاده کند.

مدیرکل بنیاد ذیل درخواست کتبی اش،این طور پاراف کرده بود:


«اختصاص یک قبر از سهمیه جانبازان در مجاورت قطعه شهدا به نامبرده فوق بلامانع است.»



موضوعات مرتبط:

نوشته شده در تاريخ 93/08/08 توسط سید حسین

در مدرسه ی کربلا.....
کودکان به چشم خود دیدند که بابا دوبخش است....
بخشی در صحرا..... بخشی بر بالای نیزه.....
اما اینکه عمو چند بخش است را..... فقط بابا میداند.....



موضوعات مرتبط:

نوشته شده در تاريخ 93/08/08 توسط سید حسین

«می خوام طوری برقش بندازی که عکس خودت هم بتونی روش ببینی!»

پسرک خوشحال از اینکه پس از چند ساعت بیکاری، یک مشتری پولدار نصیبش شده، فرچه هایش را برداشت و شروع به واکس زدن کرد.

«اگه کارت خوب باشه یه پنج تومنی هم پیش من انعام داری! شنیدی کوچولو؟»

برق خوشحالی توی چشمهای پسرک دوید و حرکت دستهایش روی کفش مرد جوان سرعت گرفت.

مرد جوان دست توی جیبش کرد و یک حبه از بسته آدامس olips را در آورد و توی دهانش گذاشت.چشمهای پسرک به صورت مرد خیره شد و به آرامی دست از کار کشید.

«پدر سوخته! چرا وایسادی! آدامس می خوای؟ بیا بگیرش...مال تو! فقط زودباش که عجله دارم!»

«من کفش شما را واکس نمی زنم آقا!».

ساعتی بعد صدای «ربنا» در خیابانهای شهر پیچیده بود و پسرکی سیاه چرده با چشمهایی خیس، مواظب بود که مبادا خون توی دهانش را قورت بدهد!!

 

 

نوشته مهدی نورمحمدزاده ؛ بولتن نیوز



موضوعات مرتبط:

نوشته شده در تاريخ 93/08/08 توسط سید حسین

کلیپ صوتی مداحی جدید حاج میثم مطیعی

"میثاق این دل با خــون شهیــدان است  / جان روشن از یاد پیــر جمــاران است"

 

حجم : ۴٫۹۲ مگابایت



موضوعات مرتبط:

نوشته شده در تاريخ 93/08/08 توسط سید حسین

بالای صفحه



تمامی حقوق این وبلاگ برای آل یس محفوظ و انتشار مطالب با ذکر منبع مجاز می باشد.